أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

مقدمهء كتاب 26

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

خوانندگان مشتمل بر غثّ و سمين و صحيح و سقيم است پس تشخيص حقّ و باطل آنها محتاج بدقّت نظر و اعمال فكر است ؛ شيخ بهائى ( ره ) در مخلاة آورده « 1 » كه عبد الحميد بن ابى الدّنيا گفته است : الكتب تذكار لمن هو عارف * و صحيحها بسقيمها معجون و الفكر غوّاص عليها مدرك * و الحقّ فيها لؤلؤ مكنون ( تا آخر كلمات نگارنده در اين باب ) » . [ جماعتى از صوفيان كه شيعى بوده‌اند ] 2 - نظر بقرائن جليّه و امارات روشنى كه پيش قدما از قبيل شيخ ابو الفتوح رازى بوده جماعتى از مشايخ صوفيّه كه امروز ما ايشان را مخالف شيعه و مذاق ايشان را دور از مذاق آنان مىدانيم تشيّع آن جماعت ثابت بوده است بنابراين نقل از ايشان نقل از شيعه بوده است دليل جلى بر اين مطلب كلام شيخ عبد الجليل رازى ( ره ) است در كتاب نقض ضمن ذكر مشاهير شيعه از هر طبقه ( ص 197 ) : « و اما زهّاد و عبّاد و اهل اشارت و اهل موعظت همه عدلى مذهب بوده‌اند و مذهب صالح گفته‌اند و از جبر و تشبيه تبرّى كرده‌اند چون عمر و عبيد و و اصل عطاء و حسن بصرى و شيخ ابو بكر شبلى و جنيد و شيخ روزگار با يزيد بسطامى و بو سعيد بو الخير و شيعه درين جماعت ظنّ نيكو دارند از بهر آنكه عدلى و معتقد بوده‌اند و جماعتى از آن طايفه كه بىشبهت شيعى مذهب و اصولى و معتقد بوده‌اند معروف كرخى است و يحيى معاذ رازى و طاوس اليمانى و بهلول مجنون و مالك دينار و منصور عمّار تا در حكايت آمده است كه همان شب كه منصور عمّار را به خاك سپردند يكى از مريدانش او را بخواب ديد كه در قصور جنّات طواف مىكرد با زينت تمام ، پرسيد كه يا منصور حور و قصور و نور بچه يافتى ؟ - قال : بصلاة اللّيل و حبّ علىّ بن أبى طالب ، و غير اين جماعت كه بذكر اسامى همه كتاب مطوّل شود » . 3 - آنكه شيخ ابو الفتوح ( ره ) خودش در بعضى موارد اشاره كرده است كه بعضى حكايات منقوله از متصوّفه چندان پايه و مايهء ندارد بلكه از قبيل مؤيّدات ذكر مىشود

--> ( 1 ) - - ص 109 چاپ مصر بسال 1337 .